تبليغاتX
سپاس از جهاندار فریاد رس
  سلام.
اول اینکه یه قاصدک اومد تو اتاقم نشست رو میز.قاصدک رسید..... .
یورو 2008 و نگاه کردین؟
به نظر من زندگی هر کدوم از ماها عینه یه جام فوتباله.جام یکی آسیاییه  اصلا تو جهان اعتبار نداره ماله یکی تو قاره آفریقاست،مال یکیم مال اروپاست که کلی ارزش داره.تو هرجام چند تا بازی انجام میشه،اتفاقای زندگی ما هر کدوم یه بازیه تو این جام.

تو هر بازی یه اتفاقی میفته،بعضی بازیا باعث حذف میشه،بعضیا ارزشمونو زیاد میکنن،یعضیا باعث میشه استعداد تازه ای توخودمون کشف کنیم و بعضیاش بازیه بیخودین و هیچ تاثیری ندارن برامون،بعضیاشم تجربه بهمون میدن و یه چیزایی بهمون یاد میدن.
داور بازیا وجدان ماست.کسی که قانون وضع میکنه فیفاست که میشه خدا.
ما اگه بازیامونو ببریم میریم مراحل بالا اگه نه حذف میشیم.تو بعضی بازیا خوب بازی میکنیم پس حقمون برده،ولی تو بعضیاش با دادن رشوه به داور بدون اینکه بازیه خوبی ارائه بدیم برنده میشیم.ولی فکر نمیکنیم اینکه پول گرفته ازمون همه چیرو یه روزی لو میده اونوقت.... .
ما گاهی میشیم عین هلند خوب بازی میکنیم ولی حذف میشیم.گاهی میشیم اسپانیا خوب بازی میکنیم و جایزمونو میگیریم.گاهی میشیم آلمان خیلی خوب نبودیم ولی با تلاش خودمون به یه جاهایی میرسیم.گاهی میشیم ایتالیا با کلی نیرو نمیتونیم چیزی بدست بیاریم.گاهی میشیم روسیه که تا آخرین لحظه ها امیدمونو از دست نمیدیم و تسلیم نمیشیم میبازیم ولی سربلند کنار میریم
وگاهی میشیم انگلیس که اصلا نمیتونیم یه بازی رو شروع کنیم.
گاهی تو زمین تک روی میکنیم و فقط به فکر درخشش خودمونیم تو بعضی حرکتا موفقیم و تو بعضیاش نه ولی خوب ما تکروی کردیم پس نمیتونیم کار موثری انجام بدیم.گاهی کار ما رو مردم عادی نمیبینن ولی فیفا بازی خوب مارو میفهمه ،گاهی چنان مغروریم که به کل محو میشیم و نمیتونیم حتی یه بار پا به توپ شیم.گاهی فقط از کناره ها حرکت میکنیم نمیدونیم ممکنه یکی مثل گاتوزو به پستمون بخوره اونوقت با توپ میریم تو اوت.
بعضیامون تا پای جون میدویم و تلاش میکنیم اما بعضیامون کم فروشی و گاهی خود فروشی میکنیم.
گاهی خطایی انجام میدیم که داور اگه داور باشه خطامونو میگیره و ممکنه بهمون کارت بده.گاهی تو دو تا بازی که دو تا کارت گرفتیم تو بازی بعد محرومیم و نمیتونیم بازی کنیم.
گاهی فیفا کارتامونو میبخشه میگه عیب نداره کارتا رو تو دور بعد حساب نکنید.از نوع شروع کنید و گاهی بخششی نیست.
 و اگه داور رشوه بگیر باشه کارتی نمیده هیچ اصلا خطامونم نمیگیره.
میریم بالا تا جایی که به فینال میرسیم هر بازی 90 دقیقس ممکنه تو این وقت نتونیم کاری بکنیم اینجاست که طبق قانون فیفا بهمون وقت اضافی میدن دوتا 15 دقیقه تا شاید بتونیم برنده شیم.یه ربع اولو همینجوری پاس بیخودی بهم میدیم تا وقت تموم میشه تو یه ربع دوم که میبینیم قضییه جدی شده یکم تلاش میکنیم ولی وقت کمه نمیشه.میرسیم به پنالتی وشاید شکست...... .
اینجاست که گیر میدیم به زمین و زمان،توپ سبک بود،زمین خراب بود،داور به نفع گرفت،وقت کم گرفتن و.... .آخر سرم جالبه بعضیا گیر میدیم به قانون فیفا که چرا مثلا بازی 90 دقیقس کاش بود 100 دقیقه یا چرا هند بازیکن خطاست یا چرا تکل از پشت جریمش اخراجه وچیزای دیگه.
آخرشم بر میگردیم از جام حالا باید بریم پیش رئیس فدراسیون و جواب پس بدیم که چرا باختیم.رئیس کیه باز خدا از بس کار درسته.
میگه:ما اینهمه بهتون امکانات دادیم،اینهمه خرجتون کردیم هر چی خواستین بهتون دادیم کلی حرص خوردیم کلی هواتونو داشتیم،جلو این و اون باعث سر شکستگیتون نشدیم و ......آخرش شما چیکار کردین؟جواب بدین؟
شماها که کم فروشی کردین باید مجازات شین و از تیم ملی کنار میرین.و اونایی که تلاششونو کردن حقشونو میگیرن.
شباهت فوتبال با زندگی خیلی بیشتر از چیزیه که نوشتم ولی از اونجا که بهم ثابت شده(با معنی کردن شعری که تو پست قبلی نوشتم!!) شما حوصله ندارین پس تا اونجا که تونستم خلاصش کردم اگه زیاد شد شرمنده.
زندگی یه بازیه،یه جام،یه مبارزه،پس خوب بازی کنیم حذوم شدیم عیب نداره ما که کم نذاشتیم ما جنگیدیم پس سر بلندیم وبرنده.یادتون باشه ما الان تو جامیم و تو یه بازیه ی90 دقیقه ای پس وقت و صرف حاشیه نکنیم شروع کنیم مبارزه رو فیفا با ماست.
یا حق.

 

+ نوشته شده در  87/04/13ساعت 9:2  توسط حامد  | 



سلام
ایشالله که احوالات همه تون خوبه؟
بابا دست خودم که نیست نمیتونم دوری رفقا رو تحمل کنم دلم تنگ میشه اگه این عیبه آره آقا جون من عیب دارم خیالیم نیست.من به هر رسمی  که شده باید هر چند وقت یه بار دوستا و رفقا رو جمع کنم دور هم اینم طبیعت و اخلاق گنده منه.این بارم بهونم یه آپ بیخوده آره آپ بیخود حالا هر کی با این اخلاق چرت من سازگاره بسم الله بخونه آپ این سریمو:
دیدم وبم شده همش حرف رفتن و از این مدل چیزا گفتم یه ذره فضاشو عوض کنم.
یه شعر مینویسم ببینین میتونین معنی شو بگیرین.دنبال ایراد شعر نگردین که این شعرو از یه جا پیداش کردم ولی بعضیاتون میدونین از کجا گیرش آوردم حالا پس بی خیال خود شعر شین برین تو بهر معنیش.

اینم شعر:



خَنّاسِه خُنّاقَم کنی .......خنجر به خِفتانم کنی


از تو دوا خواهم ولی........دردم هویدا می کنی


 

بزرگ نوشتم که علامتاشو درست بخونین.خداییش یکم وقت بزارین بگردین دنبال معنیش همین جور سر سری ازش نگذرین به دردتون میخوره.همینجوری نظر ندینا بگین چی میگیرن از این شعر.بیت دوم مهمتره ببینم چی میگین.
به این میگن آپ باید از بازدید کننده ها کار کشید.شرمنده ها ولی من همتونو وادار میکنم یکم این فرهنگ نامه های بدبختو ورق بزنین.پرروییمو ببخشین به بزرگیتون.به بچه که رو بدین میشه همین منم بی جنبم چند نفر تحویلم بگیرن میشم این مدلی.
خوب دیگه بسه.امری نیست؟
بازم معذرت میخوام.
یا حق.

+ نوشته شده در  87/04/09ساعت 0:2  توسط حامد  | 



سلام.

نگین .....نگین دیگه بسه...تو رو خدا...دیگه طاقت ندارم.
ای ساروان آهسته ران .....که آرام جانم میرود
آدرسش اینه میتونین دانلودش کنین حجمشم 561 کیلو بایته خودم آپلود کردمش.

http://www.persianupload.com/download.php?file=cbd9ii3d5sc2s7dcvtax.mp3

 اشک تو چشامه........غرق فکرم........نمیدونم........فکر نمیکردم اینطوری بنویسین........شما دیگه کی هستین.......من خاک پای همتونم....من بی ارزشم....
باور کنین موندن سخته، موندن و سوختن برام سخته تحملش........ .
بابا دل من از سنگ که نیست چرا اینطوری نوشتین آخه مینوشتین برو،مینوشتین به درک برو.....ای خدا.... .
میدونم نامردیه،میدونم همه خداحافظیا تلخه....میدونم.....
نه بابا پروفسور بی پروبال اذیت چیه شما تاج سری حرفات رو جفت چشای من جا داره حرف حق و باید نوشت رو دل.
ناشناس من نمیخوام کسی رو دق بدم من غلط بکنم.ولی انگار خدا منو خلق کرده فقط برا رفتن،موندن کار من نیست،رفتن شده جزئی از زندگیم،ولی این رفتنا خیلی وقتا با رضایت نیست از سره اجباره،گاهی وقتا مجبور میشم گاهی وقتا مجبورم میکنن و گاهی وقتا دلیلی نیست برا رفتن جز بی دلیلی.
من کاری نمیکنم فقط دارم دنبال جرگه ی خودم میگردم و اونارو تو این ساربان پیدا کردم(چقدر سخت حرف میزنم باور کنید نوشتن مشگل شده برام).نمیتونم منظورمو برسونم شرمنده.همه ی نظرارم خوندم دیگه اینقدرا هم بی معرفت نیستم که پاکشون کنم.
نه پریا صحبت پیدا کردن خودم نیست من گم بودم ولی تو خودم تو وجودم برای پیدا کردن خودم تو وجودم میگردم نه تو دشت وبیابون.من اونی که گفتی نیستم که اگه بودم.......ولی ممنون از حرفت.
بابا اونطوری ننویسین جیگر مالک اشترم اینقدر تیکه تیکه نشد با اون زهر.....تیکه تیکه کردینم.
خیلی با مرامین،خیلی..... .
خجالت.......خجالت...خجالت میکشم ازتون واقعا نمیدونم چی بگم......ممنون.
این حرفا چیه خاله شما ها ارزشتون خیلی بالاتر از این حرفاست ...... .
چی بگم ..مگه میشه چیزیم گفت...ای خدا....آخه گناهم چیه....بدبختما...نرم یه جور باید بکشم.....برم یه جو باید بکشم....کمک کن...بگو چیکار کنم.
کاش اصلا دیگه نمیودم فقط مینوشتم و میرفتم.....نتونستم خودم ونگه دارم میخواستم نیام ولی نشد.به خودم  گفتم ساعت 12 میری دیگه ولی نشد رفتم بیرون که مثلا نتونم بیام باز نشد....ای داد....
باشه ....باشه ...نمیرم هر چند با این کارپیش خودم خراب میشم ولی عیب نداره خداییش انتظار نداشتم اینطوری بنویسین وگرنه از اول حرف رفتن و نمیزدم.میمونم ولی میدونم........ .میگن مردو حرفش ولی انگار من مرد نبودم هر چند ناراحت نیستم چون نمیخوام حرف شما بیفته رو زمین آدم هوای رفیقشو داره حتی اگه هوای خودش تموم شه.
خدا........نشد.....مثل اینکه باید از همینجا شروع کرد...شاید خواست خودته شایدم نه....ولی هر جور صلاحه خودت کمکم کن.
بازم ممنون.
یا حق.

 

+ نوشته شده در  87/04/06ساعت 15:38  توسط حامد  | 



    سلام.
شرمنده وقت کمه ممنون از ......
راستش نمیدونم چی بگم....
شرمنده کامنتارو پاک کردم آخه باید پاک میکردم تا میتونستم اونیکیا رو بخونم درسته پریا؟
میام باز الان بیرونم نمیتونم زیاد بنویسم....
عجب بدبختم من...خدا.........
+ نوشته شده در  87/04/06ساعت 13:41  توسط حامد  | 



سلام.

امیدوارم حال همگی خوب باشه.
اول به آهنگ وبلاگ گوش کنید بعد بخونین حرفامو یا خوب دوتا کارم با هم انجام بدین چه راهنمایی خوبی!!
راستش نمیدونم چه مدلی حرفمو شروع کنم .....سخته......رفتن.آره رفتن،رفتن اونجوری که میگن همیشه تلخ نیست خیلی وقتا شیرینه نمیگم رفتن برام شیرینه و شما رو راحت فراموش میکنم و دل کندن از شما آسونه نه اینطوری نیست ولی من کاروانمو پیدا کردم میخوام برم دنبالش......نه اونجوری برداشت نکنین صحبت عشق و عاشقی نیست قضییه اینجور چیزا نیست.
من دارم میرم دنبال ساربان این کاروان دنبال یار نیستم دنبال سرابم نیستم.فقط دنبال جرگه ای هستم که ......چی گفتم ببین چی شد همش نامحسوس شد.
به هر حال داش حامدتون داره میره تو این مدت خیلی چیزا یاد گرفتم،......خیلی چیزا رو از دست دادم،....... خیلی ناگفته ها رو گفتم......... و خیلیاشو شنیدم خلاصه دوران خوبی بود.اگه بد بودیم اگه خوب حلال کنید میدونم وبلاگم به درد نمیخورد و فقط وقت شماها رو گرفت. از وقتی که بهم دادین ممنونم و معذرت از وقتتون می خوام که صرف دیدن و خوندن حرفای بی ارزش من شد.اگر حرفی زدم که باعث ناراحتیتون شد ببخشید، اگه بهتون سر نزدم ببخشید، اگه نظر بیخودی دادم ببخشید، اگه ........اگه........ ببخشید.

ناشناس به نوشتن ادامه بده مطمئن باش ارزش داره من که استعدادمو کردم زیر خاک تو این کارو نکن حس خیلی بدی داره داشته باشی ولی استفاده نکنی من تجربه کردم تو تجربه نکن.

امیر اگه اومدی ایشالله دردت از یادت بره،نمیره میدونم ولی..........خودت میدونی میخوام چی بگم و بدون هنوز آدم با معرفت تو هر شهری پیدا میشه اما به قول خودت تو گوشه کناراش و به قول من باید بگردی دنبالشون،تعدادشون خیلی کمتر از چیزیه که دیده میشه یعنی بیشترشون تو زردن.

سوگند تو که خیلی وقته نیومدی ولی ایشالله هر جا که هستی موفق باشی.

آیلین تو که رسما فراموشمون کردی ولی تو هم ایشالله موفق باشی ولی ارزش رفقا بیشتر از اونکه چند مدتی بزاریشون گوشه ی خونه هر چند میدونم ما رفقات نیستیم ولی تو زندگی واقعی رفقاتو فراموش نکن حتی برا یه لحظه.

پریا ایشالله تو هم هر رشته ای که دوس داری قبول شی به داییتم تو بهترین شب زندگیش به جای من تبریک بگو.

تارا ایشالله هم تو هم نی نی تون تو زندگی موفق باشین.

محیا هواست به شاسخینت باشه دیگه فیلم ترسناک نذاری ببینه یا نیفته تو دریا یادت باشه آخرشم جایزمو ندادی.شوخی کردم همین که اسمو تو وبت نوشتی خیلی برام ارزش داشت.

افسانه اونقدر آپ نکردی که من رفتم ولی بدون این دنیا (نمیگم دو روزه  که خوب میدونیم دو روز نیست) ارزش نداره .... .دنیا با من و تو و همین رفقا ارزش پیدا میکنه وگرنه خودش چیزی نداره.تو جاده ی زندگی دور زدن ممنوعه پس کاری نکنیم که دوباره درد سر بشه برامون.

آزاده ایشالله عشقتون واقعی باشه و تا ابد ادامه داشته باشه ولی بدون عشق یعنی سوختن،فنا و بخشش هر چقدرم که دو طرفه باشه باز همینا همیشه با عشق میان.

پروفسور بی پروبال ممنون دو سه تا چیز ازت یاد گرفتم تو همین حضور چند روزت معلم خوبی بودی.صبرت بالاست جسارتتم عالیه.

غم نامه،مونا ،.....چی بگم تازه داشتیم آشنا میشدیم.

خاله ریزه ممنون از تلاشات برا آمار گل کاشتی ایشالله تو زندگیتم همیشه آمارت بالا باشه ولی یادت باشه هر کسی ارزش آماری شدن رو نداره بعضیا حتی لیاقت سرشماریو هم ندارن دنیا یه جنگل زیبا با کلی لجنزاره که هر کدوم از این لجنزارا رو یکی ساخته برا..... .
دیگه.....
دیگه......اشک.....گریه.......آی خدا.....
ایشالله همتون هرجا که هستین موفق و پیروز باشین وبلاگ ومیخواستم باز حذف کنم ولی حیفم اومد یه بار حذف شد بیچاره بسشه میمونه سر جاش شاید بعد یه مدتی که تونستم ساربانمو پیدا کنم برگردم اگه پسوردش(تشکر یکی بهم یاد داد نگم پاسورد)یادم بود میام باز راش میندازم ولی الان وقته رفتنه.منم تا ساعت 24 امروز(پنج شنبه)میتونم بیام به وب سر بزنم اگه قابل دونستین اومدین چیزی نوشتین میتونم بخونم ولی بعد اون دیگه زحمت تایپ کردن و نکشین که شرمنده میشم.
دیگه .... هی میخوام حرف بزنم تا نشه وقت رفتن ولی انگار چاره ای نیست مخلص همتون........  حامد.

 ای قبله گاه آخرین...........ای نقطه ی تسلیم من
این خسته از خود مانده را............. آتش بزن، آتش بزن
در این غریبستان دلم......... افتاده در دام هوس
با شعله های عاشقی............خاکسترم کن هر نفس
ای عشق پیدا کن مرا..........همرنگ دریا کن مرا
خود را نوشتم بارها............ یک بار معنا کن مرا.....
ای ساربان آهسته ران......... .

خداحافظ.

+ نوشته شده در  87/04/06ساعت 6:33  توسط حامد  | 



سلام.

حالا پیش خودتون میگین این پسره بیکاره هر دو روز یه بار آپ میکنه  نه خداییش اینطوری نیست ولی این دو سه  روزی که رفته و تا آخر این هفته عجیب بیکارم یعنی به کل تعطیلم به خاطر همین این مدلی شده تازه تا من آپ نکنم که شما بهم سر نمیزنین حالا برم سر وقت آپم.
راستش بعد عید این دو سه ماهی که رفته عجیب از خدا دور شده بودم یعنی یه اشتباهایی کردم و یه کارایی انجام دادم که فکر میکردم خدا دیگه هوامو نداره منم دیگه مثل قدیم باهاش صحبت نمیکردم تا همین چند روزه که خدا بهم فهموند که من از خدا دور شدم یعنی من خدا رو فراموش کردم و اون هنوزم رفیقمه.
باور کنید فکر میکردم خدا دیگه باهام نیست فکر میکردم دیگه دوسم نداره ولی فهمیدم این من خاک بر سر بدبختم که خدا رو از یاد بردم ولی خودش بهم فهموند که نه بابا ازم دلگیر نیست هستا ولی هوامو داره و هنوز کنارمه آره تمام این مدت همینجا پیشم بوده تو خودم تو وجودم تو روحم تو جسمم تو قلبم آره اون حتی یه لحظه هم ولم نکرده ایول به مرامش.
همین چند روزه اتفاقایی برام افتاده که باورشم برام سخته یعنی دیگه امیدی نداشتم واقعا خدا ممنونتم خدا اسیر این معرفتتم خراب و زندونیه مرامتم چقدر باصفایی خیلی نوکرتم ببخش اگه یه مدت نبودم حامد قبلی ببخش به کرمت ببخش به مرام و معرفتت میدونم بخشیدی میدونم پس شکرت.
واقعا این که میگن همه ی کارای خدا حکمت داره بیخودی نمیگن همه مون اینو میدونیم ولی خیلی کم آدمایی پیدا میشن که قبولش کنن فکر میکنن فبول کردن ولی.......... نمونش من تا حالا چندین مورد برام پیش اومده ولی من همیشه زود قضاوت کردم.همه ی کاراش حکمت دارن حتی کارا و اتفاقایی که خیلی کوچیک به نظر میرسن.آره همه شون حکمت خدان.
خدا بازم شرمنده و ممنونم مخلصتم باش باهام که هستم باهات.
خیلی وقت بود آپ این مدلی نکرده بودم همه آپام غمگین و درد بود آخرشم خوده خوده خود خدا اومد به کمکم.داشت یادم میرفت از یکی دیگه تشکر کنم امام علی از تو هم ممنونم که هوامو داری دست مریزاد قربون اون مردونگیت.
خوب دیگه همین ببخشید باز باعث زحمت شدم خودتون بیاین من دیگه هی آپ نکنم که مجبور باشین حرفامو بخونین ممنون.

خدایا طاقت تنهایی ام ده
دلی بی کینه و دریایی ام ده
دلی زخمی تر از داغ عزیزان
به رنگ لاله ی صحرایی ام ده
خدایا عمر گل عمر حباب است
اسیر باد یا نقشی بر آب است
در این فرصت مرا با خویش مگذار
مرا دریاب که این دریا سراب است.
یا حق.

 

+ نوشته شده در  87/04/04ساعت 9:1  توسط حامد  | 



سلام.

خواستم آپ کنم حرف داشتم ولی نگا به تقویم کردم دیدم ای دل غافل ببین چه روزی داره میاد، چهارم روز مادر گفتم حرف دل بمونه مادر مهمترینه:

روزی پسرکی پس از انجام وظایفی که مادر به او محول کرده بود،وارد آشپزخانه شد و نامه ای را در دستان مادر گذاشت.سپس همانجا ایستاد تا واکنش مادر را ببیند.در نامه نوشته شده بود:

اصلاح چمن: 50 تومان،مرتب کردن اتاق: 10 تومان،رفتن به فروشگاه و خرید نان: 15 تومان،نگهداری از برادر کوچک: 20 تومان،خالی کردن سطل آشغال: 10 تومان،گرفتن نمره خوب از املا: 50 تومان،تمیز کردن حیات و آب دادن به گل ها: 20 تومان،جمع بدهی: 175 تومان.

مادر با محبت نگاهی به پسرش که هنوز منتظر دریافت بدهی بود انداخت و سپس شروع به نوشتن پشت همان نامه کرد:

9ماه حمل تو در وجودم،مجانی.

تمام شب هایی که بیمار بودی وکنارت نشستم وتا صبح برای سلامتی ات دعا کردم،مجانی.

تمام روزهای مریضیت و اشک هایی که به خاطر تو ریختم،مجانی.

خرید تمام اسباب بازی ها،پختن غذاها و شستن لباس هایت،مجانی.

کل بدهی ...... عشق من به تو....مجانی!

پسرک که مشغول خواندن بود،وقتی نوشتن مادر تمام شد،قلم را برداشت و با چشمانی پر اشک در انتهای نامه نوشت:

کل بدهی قبلا پرداخت شده است!دوستت دارم مادر!

تو هم بهش بگو دوسش داری نزار کار به اونجا برسه.چرا ما آدما میترسیم به کسی بگیم دوست داریم به کسایی که ارزششون بیشتر از خودمونه چرا؟

مادر،پدر دوستون دارم.

از طرف بچه ی کوچیکتون که الان فکر میکنه مرد شده ولی در حق شما نامردی میکنه.

علی یارتون حق نگهدارتون.


 

+ نوشته شده در  87/04/02ساعت 7:40  توسط حامد  | 



سلام.

گذشته....
آره گذشته، خیلیا میگن چون گذشته رفته نباید غصه شو خورد،چون آینده نیومده نباید غصه شو خورد،فقط باید به فکر حال بود.
شما موافقی؟
نه من موافق نیستم چون گذشته درسته رفته ولی جزئی از آدمه. چون گذشته شده خودت حالا گذشته خودتی.تو همون خاطراتی هستی که از گذشته داری تو همون کارایی هستی که تو گذشته انجام دادی.ذهن تاریخ کسی رو به یاد نداره که به خاطر گذشته غم نخوره اگه هم بوده بنی بشر نبوده.
مگه میشه آدمیزاد به فکر گذشتش نباشه و بتونه به راحتی اونو فراموش کنه بخصوص چیزایی که مربوط به دل و قلبه. این دوتا هرگز فراموش شدنی نیستن.این زخما غمی رو تو روح و جسم آدم میزارن که تا آخر عمر آدمو میسوزونن و آدمو پاسوز خودشون میکنن.  
مگه میشه آدم دل داشته باشه و عاشق باشه و غم گذشته رو فراموش کنه.....میشه؟غمی که حالا جزئی از روح آدمه عاشقه.
مگه میشه آدم بگه وفا داره و جفا کنه اونوقت جفاشو فراموش کنه؟
مگه میشه آدم نامرد باشه و لاف مردی بزنه و نامردی شو فراموش کنه؟
مگه میشه یکی رو دوست داشته باشه و دوست داشتنه شو فراموش کنه؟
خیلیا میگن میشه گذشته رو با اتفاقاش دفن کرد.اتفاقایی که فقط با دل سروکار دارن.به نظر تو میشه؟
به نظر من حتی اگه حرف این آدما درست باشه و بشه گذشته رو فراموش کرد این دنیای کثافت اونقدر غم توش ریخته که نیازی به غم و غصه گذشته نیست.
به هر حال غم مال آدمه،غم یه هدیه از طرف خداست برای کسایی که دل دریایی دارن، برا کسایی که میخوان بقیه شاد باشن به قیمت ناراحتی خودشون،برا کسایی که اونقدر غم دیگرون رو میخورن که غم خودشون تو غم دیگرون گمه،برا کسایی که عاشقن،برا کسایی که آدمن،برا کسایی که وفا دارن،برا کسایی که جفا دیدن،برا کسایی که پاکن و ساده و تو این زمونه ی بی رفیقی چوب سادگیشونو میخورن.
نظر تو چیه؟

حلقه ی دست از طلاست
حلقه ی دوست از بهاست
پس نوکر هر چی عاشقه باوفاست.

علی یارتون.

+ نوشته شده در  87/03/27ساعت 1:20  توسط حامد  | 



سلام

عجب صبری خدا دارد

عجب صبری خدا دارد،اگر من جای او بودم،همان یک لحظه ی اول

که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان

جهان را با همه زیبایی و زشتی،بروی یکدگر ویرانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد،اگر من جای او بودم،که در همسایه ی صدها گرسنه

چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم،

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم،بر لب پیمانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد،اگر من جای او بودم،برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان

هزاران لیلی ناز آفرین را کوه به کوه،آوراه و دیوانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد،اگر من جای او بودم،بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد،چرا من جای او باشم،

همین بهتر که او جای خود بنشسته چون، تاب تماشای تمام زشتی کارهای این مخلوق را دارد

 وگرنه من به جای او چو بودم،یک نفس کی عادلانه سازش با جاهل و فرزانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد ............ .

علی یارتون.

+ نوشته شده در  87/03/20ساعت 23:8  توسط حامد  | 





در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم                عاشق نمی شوی که ببینی چه میکشم
با عقل آب عشق   به یک   جو   نمیرود                 بیچاره    من  که  ساخته  از آب و آتشم
دیشب  سرم  به  بالش  ناز و وصال باز                 صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم
پروانه را شکایتی   از جور  شمع نیست                 عمریست در هوای  تو  میسوزم و خوشم
خلقم  به روی زرد بخندند و  باک نیست                 شاهد شو  ای شرارمحبت که بی غشم
باور   مکن   که طعنه ی  طوفان  روزگار                 جز  در  هوای  زلف   تو    دارد  مشوشم
سروی  شدم  به دولت آزادگی که سر                 با  کس   فرو  نیاورد  این  طبع  سرکشم
هر شب  چو  ماهتاب به بالین من بتاب                 ای   آفتاب   دلکش    و   ماه  پری وشم
لب  بر  لبم  بنه  بنوازش  دمی  چو نی                 تا    بشنوی     نوای     غزلهای  دلکشم
ساز  صبا  به  ناله  شبی گفت شهریار                 این   کار  توست من همه جور تو میکشم

+ نوشته شده در  87/03/05ساعت 7:37  توسط حامد  | 



Copyright © 2007 - Designed By PayamSalamiPargoo
< head >